تبليغاتX
انتهای افق

انتهای افق

هروقت آنجا رسيدی و پرچم اسلام را کوبيدی، بگير بخواب!

لطفا، اصولگرايان، مغرور نشوند!

 مردم عليرغم فشارها و تبليغات مسموم دشمنان كار خودرا به نحو احسن انجام دادند. با وجود فشار تورم و گراني، مردم باز هم با حضور خود از مباني انقلاب اسلامي دفاع كردند و باز هم به اصولگرايان اعتماد نمودند. حضور و انتخابي كه غربي‌ها و رسانه‌هاي آنها را حيرت‌زده و سرگردان كرده است.

حالا مسئولان تلافي كنند

اكنون كه مردم بزرگوارانه هم در راهپيمايي 22 بهمن و هم در اين انتخابات مهم، وظيفه خويش را انجام دادند و به نوعي با مسئولان و نمايندگان خود اتمام حجت نمودند، نوبت مسئولان و نمايندگان منتخب فرا رسيده است و آنها بايد اين همه بزرگواري، صبر و استقامت ملت را تلافي كنند و وعده‌ها و برنامه‌هاي انتخاباتي خود را كه برقراري عدالت، مهار تورم و مبارزه با فساد اقتصادي سرلوحه آنها بود محقق سازند.

آفتي به نام غرور

آفتي كه پس از هر پيروزي دامن جريانها ونامزدهاي منتخب را گرفته، آفت غرور سياسي است. تحليل نادرست علت انتخاب مردم، يكي از دلايل بروز غرور سياسي در برخي منتخبان است و تحليل صحيح و درك پيام مردم در انتخابات مي‌تواند از مغرور شدن منتخبان و جريان‌هاي وابسته به آنها بكاهد و مسئوليت دشوار آنها را گوشزد نمايد و البته اين تحليل فرصتي ديگر و مجالي بيشتر مي‌طلبد. اما آنچه در اين فرصت بايد تذكر داده شود، يادآوري اين نكته است كه مردم هيچ گاه با هيچ حزب و گروهي عهد اخوت نبسته‌اند تاريخ سياسي پس از انقلاب اسلامي نيز بيانگر همين امر است. اعتماد دوباره مردم به طيفي كه اصولگرا ناميده مي‌شود نيز نه انتخاب يك حزب و جريان سياسي، بلكه انتخاب گفتمان خدمتگزاري و اصولگرايي است. تغيير بيش از دو سوم نمايندگان مجلس هفتم در عين انتخاب مجدد جريان اصولگرايي نشان مي‌دهد كه مردم نه با اشخاص كه با گفتمان اصيل انقلاب اسلامي يعني خدمت‌گزاري، ساده‌زيستي مسئولان، عدالت‌محوري و ... بيعتي دوباره كرده‌اند و آنهايي را برگزيدند كه شعار دردمندي و دردشناسي ملت و محرومين را سر داده بودند.
اما اصولگرايان، بايد بدانند كه امروز وقت غرور و تصفيه حساب رسانه‌اي با جريان رقيب نيست. آنها بايد بدانند كه اكنون زمان پشت بازو نشان دادن و كركري خواندن با اصلاح طلبان نيست.
رعايت اخلاق انتخاباتي و تقواي سياسي كه دائما از آن دم مي‌زنيم، پس از انتخابات و پس از پيروزي ظاهري اصولگرايان مهمتر از روزهاي قبل است.
اصولگرايان بايد بدانند كه در صورتي پيروز واقعي انتخابات خواهند بود كه بتوانند مجلس هشتم را به مجلس خدمت‌گزاري و پناهگاه مردم و محرومان تبديل كنند. اصولگرايان بايد بدانند كه اگر مجلس هشتم، خداي نكرده محل تصفيه حساب‌هاي سياسي و دعواهاي چپ و راست و جنگ اصلاح طلب و اصولگرا شود، آنها بازنده حقيقي اين جنگ زرگري خواهند بود و مردم، همين مردمي كه امروز ما و شما را شرمنده حضورشان كرده اند، در آن صورت قرباني جنگ‌هاي سياسي منتخبان خود خواهند شد.
اصولگرايان بايد بدانند، كه امروز حتي فرصت مغرور شدن و كركري خواندن براي رقيب را ندارند. آنقدر كار نكرده و برنامه‌هاي بر زمين مانده داريم كه فرصت نزاع‌هاي سياسي نداشته باشيم و مردم آنقدر با مشكلات اقتصادي، تورم، تبعيض و بي‌عدالتي‌هاي گوناگون درگير شده‌اند كه حوصله تماشاي جنگ‌هاي زرگري را ندارند. اصولگرايان، محافظه كار نشوند
اصولگرايان بايد مراقب ارتجاع به فضاي راست سنتي و محافظه كاري و چرخش به سمت سرمايه‌داري و اقتصاد بازار باشند، آنها بايد بدانند كه اگر مردم آنها را انتخاب كرده‌اند، فقط و فقط به خاطر زنده شدن اصول و شعارهاي انقلاب اسلامي نظير عدالتخواهي، مردم‌گرايي و مبارزه با استكبار در سالهاي اخير بوده است.
اصولگرايان بايد راه ناتمام خود را در احياي اصول غبار گرفته انقلاب اسلامي ادامه داده و به پايان برسانند تا جايي كه مردم شادابي و نشاط انقلابي را در چهره مجلس و نمايندگان خود مشاهده كنند. نبايد خداي نكرده به اين پيروزيهاي كوچك سياسي ظاهري دلخوش كنيم و آرمانهاي انقاب را تا اين حد تنزل دهيم.نبايد محافظه كاري، ركود و مصلحت انديشي هاي  پياپي، نهال رو به رشد آرمانگرايي و عدالتخواهي را از ريشه قطع كند و البته اين امر هوشياري همه مردم و منتخيان را مي طلبد..

و اما اصلاح طلبان

اما اصلاح‌طلبان هم، نبايد طعم شيريني حضور گسترده مردم را با فضاسازهاي بيهوده بر آنها تلخ كنند. آن عده از اصلاح طلبان كه به مجلس راه يافته‌اند، بايد به دور از جنجال‌طلبي در فكر تعامل سازنده و درعين حال خارج كردن مجلس از خطر تك‌صدايي باشند. اصلاح طلبان بايد به جاي تخريب دولت، در فكر نقد سازنده و اصلاح واقعي باشند، در اين ميان اصلاح طلبان ارزشي و معتقد به نظام رسالتي بزرگتر و خطيرتر خواهند داشت. بايد اميدوار بودكه ساير اصلاح طلبان نيز به جاي از كوره در رفتن و جنجال‌سازي، با نگاهي عميق به گذشته وعملكرد خود، نواقص خود را اصلاح نمايند. اصلاح طلبان بايد بدانند دور شدن آنها از زندگي مردم و فاصله گرفتن از آرمانهاي اصيل انقلاب باعث شكست هاي آنها شده است و يقينا فاصله گرفتن از مردم در نحوه زندگي و دوري از آرمانهاي انقلاب اسلامي براي هر جرياني (چه اصلاح طلب و چه اصولگرا) سرنوشتي مشابه خواهد داشت.
منبع: سياست روز26 اسفند

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

عمل به تکلیف یا کسب نتیجه به هر قیمت؟

آنهايي كه فردا مي بازند!

 

فردا، 24 اسفند روز سرنوشت‌ساز انتخابات مجلس هشتم است و در اين روز ملت ايران نمايندگان خود را انتخاب خواهند كرد. يقينا درچند روز آينده با معرفي منتخبان ملت نتيجه ماه‌ها رقابت سياسي ميان احزاب، ائتلاف‌ها و نامزدهاي مستقل مشخص مي‌شود. اما به راستي فردا چه كساني پيروز خواهند شد و كدام نامزدها، ائتلاف‌ها و گروه‌هاي سياسي شكست خواهند خورد و بازندگان اصلي ميدان چه كساني خواهند بود؟!
شايد خيلي‌ها تصور كنند، با مشخص شدن نتيجه شمارش آراء، آنهايي كه به مجلس راه خواهند يافت پيروز ميدان‌اند و ساير نامزدها و ائتلاف‌هايي كه به خانه ملت راه نيافته‌اند، بازندگان اين عرصه‌اند.
اما يقينا در مكتب اسلام، هرگز پيروزي و شكست و يا برد و باخت را اينگونه تقسيم نمي‌كنند. به عبارت ديگر، چه بسا منتخباني كه به مجلس راه يابند اما بازنده حقيقي باشند و چه بسا غير منتخباني كه از راه‌يابي به مجلس باز بمانند اما پيروز اصلي عرصه انتخابات باشند.

 

بازندگان حقيقي

 

اما براستي بازندگان اصلي آزمون انتخابات 24 اسفند چه احزاب، ائتلاف‌ها و نامزدهاي خواهند بود؟
1- هر كدام از نامزدهاي اصولگرا و اصلاح‌طلب و مستقل و... كه درچند ماه اخير افراد صالح تر و شايسته‌تر از خود را در عرصه ديدند و كنار نرفتند و حتي سعي نمودند به هر طريقي به تخريب و گوشه‌نشين كردن شايستگان و تبليغ غلو آميز خود بپردازند، شك نكنند كه از بازندگان اصلي انتخابات هستند حتي اگر صدرنشين منتخبان ملت باشند، چرا كه در مكتب ديني ما و در احاديث پيامبر اعظم(ص) آمده است كه «در حكومت اسلامي اگر فردي مسئوليتي را قبول كند در حاليكه مي‌داند، فردي شايسته‌تر از او براي آن كار وجود دارد، به اسلام و جامعه خيانت كرده است».
2- آنهايي كه با انواع تهمت‌ها و تخريب‌هاي غيراخلاقي سعي نمودند، كه عرصه خدمت(!) را در انحصار خود و يا حزب و ائتلاف مورد نظر خودقرار دهند و رقبا را با شيوه غير اخلاقي از عرصه خارج كنند، شك نكنند كه بازنده ميدان‌اند، حتي اگر نامشان از صندوق‌ها بيرون بيايد و حتي اگر قصد خدمت به مردم و اسلام را در دوره چهار ساله مجلس داشته باشند،  چرا كه در مكتب اسلام،‌هدف وسيله را توجيه نميكند و آنها كه قصد اصلاح و يا اصول‌گرايي بر مبناي دين را دارند، بايد از راه ديني و اخلاقي هم وارد شوند و هرگز با تهمت، تخريب  و انواع شيوه‌هاي غير اخلاقي نمي‌توان جامعه را به صلاح رساند و از اصول اسلام دفاع كرد.
3-آنهايي كه با شيوه‌‌هاي عوام‌فريبانه، اسراف و ريخت و پاش و وعده‌هاي بزرگ و دروغ و ... راي مردم را جمع كرده‌اند اگر هم وارد مجلس شوند، از هم‌اكنون بازنده اصلي‌اند و فردا بايد پاسخ‌گوي ملت در پيشگاه الهي باشند.

 

آنهايي كه نان به نرخ روز خوردند

 

4- احزاب و ائتلاف‌هايي كه براي پيروزي در انتخابات، به مصلحت‌پرستي و چرخش‌هاي سياسي روي آوردند و بسان «ابن‌الوقت‌هاي زمان»، نان به نرخ روز خوردند و چون در اين ايام،  مصلحت را در تغيير مواضع و چرخش ‌سياسي ديدند، براي كسب راي مردم و يا جلب نظر ائتلاف‌ها مواضع مصلحتي ـ كه اعتقاد قلبي به آن ندارند ـ اتخاذ نمودند و بدون هيچ مبناي اعتقادي شعارهاي مردم‌پسند سردادند، اگر ظاهرا هم پيروز شوند، درمحضر الهي شكست خورده‌اند.

آنهايي كه از كيسه ملت خرج كردند‌

5-آنهايي كه در تهران و شهرستان‌ها با زد و بندهاي سياسي و در ائتلاف هاي پشت پرده با باندهاي قدرت و ثروت و رانتخواران و در راستاي منافع آنان وارد اين عرصه شدند و با پشتيباني رسانه‌اي و تبليغاتي اين باندهاي مافيايي و با دوپينگ هاي سرمايه داران راي مردم را جلب كرده‌اند، يقينا بازندگان اصلي انتخابات 24 اسفندند،  حتي اگر ميليون‌ها راي آورده باشند! نامزدهاي مرفه و كاخ‌نشيني كه درايام انتخابات از ساده‌زيستي دم زدند و خود را دردشناس و دردمند مستضعفين معرفي كردند، فردا بايد درمحضر الهي پاسخگو باشند.

 

شكست بزرگ بيگانگان

 

6-اما دركنار بازندگان داخلي انتخابات مجلس هشتم، بدون شك، حضور چشم‌گير و آگاهانه ملت ايران در عرصه انتخابات، صرفنظر از نتيجه آرا، مهر تاييدي بر ايستادگي ملت و دفاع از ارزش هاي اسلامي خواهد بود و پاسخي دندان‌شكن به بيگانگان و استكبار جهاني است و لذا ان شاءالله  شكستي بزرگ در انتظار دشمنان خارجي ملت ايران و پياده نظام داخلي آنها خواهد بود.

 

و آنهايي كه پيروز شدند...

 

اما به همين ترتيب، آنهايي كه حقيقتا براي خدمت به مردم و محرومين وارد عرصه انتخابات شدند و دراين راه از سياست‌بازي‌ها و لابي‌هاي پشت پرده با باندهاي قدرت و ثروت دوري جستند و براي رسيدن به مجلس اخلاق را فداي سياست نكردند، پيروز حقيقي انتخاباتند حتي اگر در قعر فهرست نتايج انتخابات باشند. آنهايي كه مظلومانه سعي كردند، با چهره‌هاي سياست باز و نقاب‌زده رقابت كنند و آنهايي كه مصداق واقعي «شيفتگان خدمت» بودند، حتي اگر «تشنگان قدرت» با انواع لابي‌هاي سياسي و تبليغاتي مانع انتخابشان شوند، در محضر الهي و در نگاه ديني، چون به تكليف‌شان عمل كرده‌اند پيروزند، چرا كه «ما ماموريم به تكليف و نه نتيجه»
 و خلاصه از همين حالا كه يك روز به انتخابات مانده است آنهايي كه فقط به تكليف‌شان عمل كرده‌اند، خود را پيروز بدانند و آنها كه براي رسيدن به نتيجه و قدرت (نمايندگي مجلس) به هر ريسمان غير مشروعي چنگ زدند، خود را بازنده بدانند و منتظر كيفر الهي باشند.
در پايان اميدواريم ملت ايران فردا با حضور گسترده خود، بيگانگان را دلسرد نمايند و با انتخابي آگاهانه آنهايي را برگزينند كه حقيقتا خدمت‌گزار مردم و محرومين باشند و قدرت ايستادگي در برابر استكبار جهاني را داشته باشند.

(سرمقاله پنج شنبه ۲۳ اسفند سیاست روز)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

مردم به لیست های سهامی احزاب رای ندهند

بیانیه «کانون فارغ التحصیلان جنبش عدالتخواه دانشجویی» درباره انتخابات+لیست پیشنهادی

در این انتخابات بار دیگر شاهد تشکیل ائتلاف ها و لیست های مشترک گروه ها بودیم که فارغ از روش های جمع بندی این لیست های سهامی احزاب، تاکید ایشان بر لزوم کناره گیری سایر افراد و گروه ها، خلاف انتخابات آزاد و آگاهانه و تمثیل نوعی قیم مآبی است که اتفاقا در همه جناح ها هست و چپ و راست هم نمی شناسد!

 "کانون فارغ التحصیلان جنبش عدالتخواه دانشجویی" با انتشار بیانیه ای از مردم عدالتخواه و انقلابی کشور درخواست نمود تا با امتناع از رای به لیست های سهامی ارائه شده از سوی احزاب و گروه های سیاسی، افراد مناسبی را که دارای کارنامه موفق و حائز شرایط مناسب تری هستند برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی برگزینند.

متن کامل بیانیه "کانون فارغ التحصیلان جنبش عدالتخواه دانشجویی" به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

"احدی شرعا نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رای بدهد و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصی تمام افراد و گروه ها نظر مثبت داشتند ولی رای دهنده تشخیصش بر خلاف همه آنها بود تبعیت از آنها صحیح نیست و نزد خداوند مسوولیت دارد." 
                                                          حضرت امام خمینی(ره)- صحیفه نور، جلد 18، صفحه 232

هشتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی تا دو روز دیگر برگزار می گردد تا افرادی دیگر، به یکی از مهم ترین مراکز تصمیم گیری کشور وارد شوند.

در این باب سخن بسیار گفته شده و اینک مجال آن نیست لیکن مساله مهم امروز، انتخاب اصلح است که تکلیف آحاد ملت می باشد و نباید با مصلحت سنجی های مختلف تحت تاثیر قرار گیرد، چرا که دوباره صدای پای بازگشت نیروهای مصلحت اندیش و غیرانقلابی به گوش می رسد.

در این انتخابات بار دیگر شاهد تشکیل ائتلاف ها و لیست های مشترک گروه ها بودیم که فارغ از روش های جمع بندی این لیست های سهامی احزاب، تاکید ایشان بر لزوم کناره گیری سایر افراد و گروه ها، خلاف انتخابات آزاد و آگاهانه و تمثیل نوعی قیم مآبی است که اتفاقا در همه جناح ها هست و چپ و راست هم نمی شناسد!

از این رو از عموم مردم شریف ایران تقاضا داریم تا بدون توجه به لیست ها، خصوصا لیست جبهه متحد اصلاح طلبان و لیست جبهه متحد اصولگرایان، به سراغ شناسایی کاندیدای اصلح بروند و بازی از پیش تعیین شده سیاسیون را بر هم بزنند و صرفا به میزان دغدغه های دینی و انقلابی، توان و تخصص لازم، سلامت نفس، شجاعت و استقلال، کلان نگری، توجه به محرومان، ساده زیستی و سابقه موفق افراد توجه نمایند و در این انتخاب، خداوند تعالی را در نظر داشته باشند چرا که یکایک ما در قبال رفتار و عملکرد منتخبان خود در محضر الهی پاسخگو خواهیم بود.

همچنین در تهران و برخی شهرها تعدادی از افراد به عنوان نیروهای مناسب تر برای احراز جایگاه نمایندگی ملت شناسایی شده اند که جهت استحضار و بررسی به خدمت مردم عزیزمان معرفی می شوند، بدیهی است معرفی این افراد به معنای نبود نقاط ضعف در آنان و منحصر شدن نیروهای توانمند در اینان نیز نیست و بعضا در لیست های مذکور نیز قرار دارند.


لیست پشنهادی شهر تهران:
آقایان: محمد کوثری/ نادر طالب زاده / علی مطهری/ محمد مایلی کهن/ حسین مظفر/ حمید رضا کاتوزیان/ الیاس نادران / حسین میرمحمدصادقی/ بیژن نوباوه/ غلامرضا مصباحی مقدم/ حسین شیخ الاسلام/ علی رضا زاکانی/ محمد خوش چهره

شهر دامغان: آقای دکتر سبحانی
شهر کرج: سرکار خانم آجرلو
شهر مشهد: آقای دکتر بحرینی
شهر قم: آقای دکتر موسویان
شهر آباده: آقای دکتر کوشکی
شهر چناران و طرقبه: آقای دکتر دهقان 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

اگر عبرت بگیریم!

درسي كه قذافي به ديپلماسي ايران داد!

راي مثبت ليبي و برخي كشورها از جمله روسيه،‌ چين و ويتنام به قطعنامه ضد ايراني و سياسي شوراي امنيت سازمان ملل درس بزرگ براي مسوولان ديپبماسي ايران خواهد بود. برخي از اين كشورها كه در چند سال بيش از حد در ديپلماسي ما به آْنها اعتماد شده است، نشان داد مسوولان بايد هوشيارتر باشند. اما در اين ميان راي مثبت ليبي درسي جداگانه و هميشگي خواهد بود، اگر مسوولان ديپلماسي ايران پند گيرند!
در چند ماه اخير مسوولان ديپلماسي ايران علي رغم همه اعتراضات دانشجويان و كارشناسان به برقراري رابطه با دولت معمر قذافي، تلويحا با اين توجيه كه ليبي اكنون رييس دوره اي شوراي امنيت سازمان ملل است و مي تواند مانع صدور قطعنامه سوم شود اقدام به برقراري رابطه كم سابقه با ليبي پس از سالها قطع رابطه گرفتند.
موضوع ارتباط گسترده و روابط ديپلماتيك با دولت قذافي آنهم بدون هيچ گونه اشاره اي به مسووليت ليبي در سرنوشت امام موسي صدر، در ماههاي گذشته مورد انتقاد جدي رسانه ها و دانشجويان انقلابي و عدالتخواه قرار گرفت و حتي خانواده امام موسي صدر به شدت از فراموشي مساله امام موسي صدر در دولت نهم گله كردند.
در آن روزها آنچه باعث تعجب فراوان شد اظهارات پرويز داوودي  در ديدار مسوولان ليبي بود كه «وي بر گسترش روابط همه جانبه با ليبي به عنوان يك كشور افريقايي ، مسلمان و انقلابي(!) تاكيد مي كند». اگرچه مشخص نشد معاون رييس جمهور بر مبناي چه اصولي، دولت ليبي را «انقلابي» خطاب نمود، دولتي كه متهم اصلي ربايش و ناپديد شدن امام موسي صدر است و مواضع منفعلانه و بي ثبات آن سالهاست كه مسلمانان را مي آزارد.
 امام عزيز و فقيد ما حضرت امام خميني (رض) چندين و چند بار به ربودن و زنداني بودن امام موسي صدر در ليبي اشاره مي‌کنند و حاضر نمي‌شوند قذافي را به حضور بپذيرند و قطع رابطه با دولت ليبي بنا بر خواست امام و تا زمان مشخص شدن سرنوشت امام موسي صدر صورت پذيرفت.
اما سرانجام گذشت زمان خيلي زود نشان داد كه محاسبات برخي ديپلماتهاي مصلحت پرست در سياست خارجي ما اشتباه بوده و قذافي به همه مسولان ديپلماسي ايران ثابت كرد، كه وعده اربابان آمريكايي خود را با آن 11 سند همكاري اقتصادي امضا شده با ايران معاوضه نمي كند! امروز ثابت شد كه برقراري اين ارتباط و مصلحت زدگي در سياست خارجه و فراموشي برخي اصول و آرمانهاي انقلاب در دفاع از مظلومين و مبارزان جهان اسلام، جز مخدوش نمودن عزت انقلابي ملت ايران حاصلي نداشته است، همانطور كه مذاكرات متعدد با شيطان بزرگ در عراق براي ملت ايران و عراق حاصلي جز لكه دار كردن 28 سال مقاومت نداشته است. حتما در آينده هم بايد منتظر پاسخهاي مناسب حسني مبارك به تلاش يكجانبه و مصرانه مسوولان ايران براي ارتباط با مصر باشيم!
 به هر حال دولت نهم كه البته با اتخاذ دپلماسي فعال و تهاجمي در سياست خارجي و خصوصا مقاومت كم نظير در موضوع هسته اي قابل ستايش است بايد از اين اتفاقات درس بگيرد.
مسوولان ديپلماسي ايران بايد بدانند كه به جاي اعتماد بيش از حد به كشورهايي نظير روسيه، چين، ليبي و ويتنام و... - كه همگي نشان داده اند به دنبال منافع خود هستند _  به مقاومت ملت ايران و اتحاد ملي جامعه ايران اتكا نمايد. همانطور كه راي ممتنع دولت اندونزي به قطعنامه سوم كه به عدم اجماع در شوراي امنيت انجاميد، نه بخاطر مباني اعتقادي دولت اندونزي و يا مذاكرات و رايزني هاي ديپلماسي ما، كه بخاطر موج اعتراض مردم و جريانهاي اسلامي، انقلابي كشور مسلمان اندونزي به راي مثبت آنها در قطعنامه قبلي عليه ايران شكل گرفت.
جاذبه مقاومت ايران اسلامي براي ملت مسلمان اندونزي و جريانهاي خالص اين كشور به حدي بود كه پس از راي مثبت اندونزي به قطعنامه قبلي دولت اين كشور در آستانه استيضاح قرار گرفت. و اين يعني قدرت ديپلماسي مردم محور كه قلوب ملتها را فتح كرده است.
چرا كه ديپلماسي انقلاب اسلامي از همان آغاز بر مبناي آگاه سازي و بيداري ملتهاي مسلمان و مستضعفان جهان بنا شده است.
امروز نيز افكار عمومي مردم دنيا خصوصا ملتهاي مسلمان و مستضعفان جهان و اتكاي به خداود متعال و مقاومت ملت ايران تنها و تنها راه ادامه پيروزيهاي جهاني ما خواهد بود.
دولت نهم و شخص رييس جمهور محترم هم نشان داده اند در بسياري از موارد، به جنجالهاي رسانه ها و مسوولان غربي و قطعنامه هاي سياسي آنها كم ترين اهميتي نمي دهد و اين مطلب در كنار استقبال كم نظير ملت هاي مسلمان از مواضع انقلابي ديپلماسي ايران در دو سال اخير،  رمز استمرار پيروزيهاي جهاني ايران و فتح قلوب ملتها و افكار عمومي دنيا بوده است.
اميد است با درس گرفتن از خيانت امثال قذافي (كه از پيش هم مشخص بود) پايه هاي ديپلماسي ايران نه بر اعتماد بيش از حد بر برخي سران دولتهاي معلوم الحال، كه بر پايه مقاومت ملت ايران و ساير مستضعفان جهان متكي شود و اگرچه مذاكرات با كشورها و نهادها ي بين الملي ادامه مي يابد، اما بيش از حد به وعده هاي آنها دل خوش نكنيم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

مردم نماینده کاخ نشین نمی خواهند

پيروان خط امام و ولايت پاسخ دهند!

اگر همين امروز از نمايندگان مجلس هفتم، ششم و يا تمام كانديداهاي كنوني مجلس هشتم بپرسيم،  نوع و سطح زندگي نمايندگان مجلس، چه تاثيري در نحوه عملكرد آنها داشته و يا خواهد داشت، چه پاسخي خواهند داد؟
بدون شك امروز با نگاهي كوتاه به جنگ‌هاي سياسي بر سرليست و ائتلاف و سهم گروهها و ... متوجه مي‌شويد، آنچه در تدوين غالب اين ليست‌ها ملاك نبوده است، معيارهاي اصولي از جمله سطح زندگي نمايندگان و كانديداها است.
متاسفانه خيلي از سياسيون معتقدند، امروزه لزومي براي ساده‌زيستي مسئولان و نمايندگان مجلس وجود ندارد و اساسا در قرن 21 و عصر سرمايه‌داري و ارتباطات، توسعه و مديريت مدرن صحبت از ساده‌زيستي مديران و نمايندگان ملت را بايد به تاريخ سپرد!
اما مديراني كه دائما در سخنانشان از اسلام و ولايت و حضرت امام(ره) و ... خرج مي‌كنند، بايد امروز در آستانه انتخابات به صراحت پاسخ دهند، كه چگونه تاكيدات اسلام، حضرت امام(ره)  و رهبر معظم انقلاب در خصوص اهميت ساده‌زيستي مسئولان و هم‌سطحي زندگي آنها با طبقات متوسط و پايين جامعه ناديده گرفته مي‌شود؟
ائتلاف‌هاي سياسي چپ و راست، فعالان سياسي اصولگرا و اصلاح‌طلب و ... بايد ديدگاه خود را در خصوص ويژگي‌هاي فردي نامزدها رسما اعلام كنند و اگر جنجال‌ها و دعواهاي سياسي به آنها فرصت ميدهد و به مصلحت (!) مي‌دانند نظرات خود را درباره مواضع و سخنان زير ـ كه احتياج به هيچ توضيحي ندارند ـ بيان كنند:

كاخ نشينان نماينده ملت نيستند
1- امام علي (ع): ان الله فرض على ائمه العدل ان يقدرواانفسهم بضعفه الناس كيلا يتبيغ باالفقير فقره . «خداوند بر پيشوايان دادگر واجب كرده كه زندگى خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، براى مستمندان دشوار نيايد.»
2- حضرت روح الله: « توجه داشته باشند رئيس جمهور و وكلاى مجلس از طبقه‏اى باشند؛ كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمايه داران و زمينخواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخى محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمى‏توانند بفهمند »(صحیفه امام/ج21 /ص 422)

مروجان « اسلام سرمايه داري» را طرد كنيد

3-  «مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف، و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله وسلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمايه دارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بى‏درد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در يك كلمه، اسلام امريكايى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند»(صحیفه امام/ج 21/ص 11)
4-« مادامى كه مجلس و ارگانهاى دولتى و همه اينها و مردم از اين طبقه متوسط و مادون متوسط تشكيل بشود، امكان ندارد كه يك دولت بزرگى، يك قدرت بزرگى به هم بزند اوضاع را.»(صحیفه امام/ج16/ص19)
5- رهبر معظم انقلاب: « نمى شود، ما در زندگى مادى فرو برويم و بخواهيم كه مردم به شكل يك اسوه به ما نگاه كنند. هنگامى مسولان مى توانند به محرومان خدمت كنند كه خود, درد آشنا بوده و طعم محروميت را چشيده باشند» ( 3 مهر 1370)

مقايسه زندگي خود با پايين ترين طبقات مردم

6-  رهبر معظم انقلاب در سخنان اخير خود در جمع اعضاي مجلس خبرگان: «عدالت اعم از اقتصادي، قضايي و اجتماعي از اصول قطعي نظام اسلامي است.
رهبر انقلاب اسلامي در اين سخنراني با اشاره به عدالت اقتصادي و لزوم رعايت آن از جانب مسئولان نظام اسلامي تأكيد كردند:  همانگونه كه حضرت علي (ع) مي فرمايند ، شاخص در رعايت عدالت اقتصادي براي مسئولان، مقايسه زندگي خود با پايين ترين طبقات مردم است.»(7 اسفند 86)
اين سخنان براي آنهاييكه خود را پيرو امام و رهبري مي دانند، اتمام حجت است و نيازي به تفسير و توضيح ندارد.
اما  براستي آيا نماينده‌اي كه در خودروي سمند و پرشياي خود مي‌نشيند و براي فرزندان خود ماشين‌هاي چند ده ميليوني مي‌خرد، در سعادت آباد تهران سكني مي‌گزيند هر ساله براي تفريح به اتفاق خانواده به جزيره كيش مي‌رود، در هتل داريوش پذيرايي مي‌شود و با برخي سرمايه داران زالو صفت همنشين مي‌گردد، باز هم مي‌تواند مشكلات مستضعفين و محرومان را لمس كند؟ آيا او مي‌تواند درد فقر 2/9 ميليون نفر از جمعيت زير خط فقر شديد و مطلق جامعه ايران را لمس كند؟ آيا چنين نمايندگاني مي‌توانند بفهمند چگونه برخي خانواده‌هاي نيازمند با مستمري حدود 50 هزار تومان در ماه بايد سپري كنند؟ آيا آنها مي‌فهمند خانواده‌اي كه شش ماه رنگ گوشت را نديده‌است يعني چه؟ آيا درد تبعيض و بي‌عدالتي را لمس مي‌كنند؟ آيا مشكلات كودكاني كه هنوز در كپرها تحصيل مي‌كنند متوجه مي‌شوند؟
اين سخنان به اين معنا نيست كه خداي نكرده همه نمايندگان ومسئولان محترم، رفاه زده و يا دنيا طلب شده‌اند. يقينا در ميان نمايندگان مجلس دوره‌هاي مختلف، نمايندگان ساده‌زيست، پاك دست و انقلابي زياد بوده‌اند، در مجلس هفتم نيز پيروان حقيقي خط امام و رهبري از هر دو جناح اصلي كشور حضور داشته‌اند كه پاك دست و ساده‌زيست بوده‌اند، اما آيا همه نمايندگان مجلس اينگونه بوده اند؟
به ياد داريم كه در آغاز انتخابات مجلس هفتم كه با پيروزي اصول‌گرايان همراه بود، سخنان بسياري در خصوص قطع مزاياي بيهوده نمايندگي در دوره‌هاي قبل ايراد شد و بر لزوم ساده‌زيستي نمايندگان تاكيد شد وحتي رهبر معظم انقلاب در جمع نمايندگان مجلس هفتم (در آغاز شكلگيري مجلس) از آن تقدير كردند و از اين وعده‌ها ابراز خوشنودي نمودند و فرمودند: « نفس انسان، زياده‏خواه است. من وقتى در مطبوعات خواندم كه شماها تصميم گرفته‏ايد در بعضى از مسائل مجلس و برخى از برخوردارى‏هاى بيخودى تجديدنظر كنيد، حقيقتاً خوشحال شدم و به بانيان اين كار دعا كردم. مثلاً فرض بفرماييد آدمى خانه دارد، باز خانه مى‏خواهد؛ امتياز دارد، باز امتياز مى‏خواهد. واقعاً من تشكر مى‏كنم از اين‏كه شما در اين راه وارد شديد و همت گماشتيد. اين راه را ادامه دهيد و بر سر اين كارها پاى بفشريد. هرچه مى‏توانيد، منطقى و صحيح رفتار كنيد. »(27 خرداد 83)
 اما آيا اين وعده‌ها تماما عملي شد؟ چگونه يك نماينده مشكل‌دار و تحت نفوذ لابي‌هاي قدرت و ثرت كه رانت‌بازي او در مجلس آشكار شد، در مجلس اصولگرا به عنوان رياست كميسيون اقتصادي مجلس برگزيده شد و حتي درحالي كه بيشترين سفارشات ويژه را براي دريافت وام به بانك‌ها داشت، به عنوان رئيس كميته تحقيق و تفحص از بانك‌ها نيز انتخاب شد؟! موضوع تعاوني مسكن نمايندگان و خريد زمين در شمال غرب تهران نيز يكي ديگر از ابهامات است، كه چرا برخي نمايندگان از اصلاح‌طلب و اصولگرا 3 يا 4 قطعه زمين دريافت نمودند؟ اساسا چه لزومي است كه نمايندگان محترم كه اكثرا از قبل منزل داشته‌اند و نيازمند مسكن نبوده‌اند درهمين 4 سال نمايندگي به تهيه زمين و خانه شخصي آنهم درشمال تهران اقدام كنند؟ آيا اين دسته از نمايندگان مي‌توانند مشكل مسكن جوانان را درك كنند؟
براستي چرا مجلسي كه درابتداي پيروزي از ساده‌زيستي سخن مي‌گويد و اعلام مي‌كند كه مشي رفاه زده غالب در مجلس ششم را پايان خواهد داد و رهبر انقلاب هم با تقدير ازاين قول‌ها، ساده‌زيستي را يكي از شرايط اصولگرايي اعلام مي‌كنند، در عمل نمي‌تواند به درستي به وعده خود عمل نمايد؟
اگرچه بايد حساب نمايندگان پاك‌دست، ساده‌زيست مجلس ششم و هفتم را از سايرين جدا نمود، اما آيا براستي معيار ساده‌زيستي در سنجش نمايندگان مجلس و كانديداهاي انتخابات فراموش شده است؟ البته نبايد فراموش كرد كه ساده‌زيستي و سلامت نفس شرط لازم نمايندگي است و نه شرط كافي.
و چه بسا نمايندگان و مديراني كه هم ساده‌زيست بوده‌اند و هم از سلامت نفس برخوردارند، اما به دليل عدم نگاه جامع علمي، بي‌تدبيري و فقدان مديريت و ... نتوانسته‌اند خدمتگزار موثري باشند، اما آيا مديران ما نمي‌توانند هم ساده‌زيست و پاك دست باشند و هم متخصص و كارآمد؟!آيا مديريت در حكومت اسلامي جز اين است كه مديريت علمي و تخصصي با تقوا، اخلاص و ساده‌زيستي مديران همراه شود؟ تفاوت مهم مديريت اسلامي با مديريت غربي، نه در تخصص وعلم محوري يكي از آنها، بلكه درتاكيد اسلام بر لزوم سلامت نفس و ساده‌زيستي مديران است. اين شبهه تكراري تكنوكرات‌هاي غربزده، چرا امروز همه‌گير شده است؟ و چرا عده‌اي ميان مديريت علمي، تخصص و كارآمدي مديران با دين‌مداري، اخلاص و ساده‌زيستي آنها تناقض مي‌بينند؟!
به نظر مي‌رسد تمامي نيروهاي انقلاب از جناح هاي سياسي مختلف بايد به سئوالات فوق پاسخ جدي دهند و اعلام كنند كه آيا به تعبير آنها امروز «مبارزه با رفاه‌طلبي سازگار شده است!» و آيا مي‌توان هم انقلابي و خط امامي ماند و ازمحرومان و پابرهنگان سخن گفت و هم در ويلاهاي آنچناني و در بهترين نقاط تهران سكني گزيد؟
 خوشبختانه در سال‌هاي اخير مردم با انتخابشان نشان دادند كه باز هم مديران انقلابي و ساده‌زيست ومردمي رابرمي‌گزينند و شخص رئيس جمهور محترم و برخي مديران و نمايندگان مجلس دراين سالها سعي نمودند، تا سبك مديريت برج عاج‌نشين گذشته را اصلاح نمايند و امروز سفرهاي استاني و هم‌نشيني با مردم محروم،  اميد مستضعفان و پابرهنگان را تا حدودي زنده كرده است. گفتماني كه اگر با مديريت علمي و كارشناسي توأم گردد و در سطح همه مديران دولت و نمايندگان مجلس توسعه يابد، مي‌توان اميدوار بود، به تحقق آرمان‌هاي جهاني انقلاب اسلامي منجر شود. ان‌شاء‌ا...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

تاملي بر خاموشي 90 شهر جهان در اعتراض به محاصره غزه و سكوت ام القراي اسلام


چرا ايران خاموش نشد؟!

در حالي كه روز شنبه ده‌ها ميليون نفر از شهروندان 90 شهر در 40 كشور جهان به نشانه همدردي با ملت فلسطين و در اعتراض به محاصره غزه و قطع برق اين منطقه توسط صهيونيستها، به مدت پنج دقيقه در تاريكي به سر بردند و چراغهاي منازل خود را خاموش كردند، در ايران، ام القراي اسلام، از اين اقدام نمادين خبري نبود!
 روز شنبه روز جهاني مبارزه با محاصره بود و ساكنان 90 شهر جهان اعم از مسلمان و غيرمسلمان، اروپا و آسيا و ... در همدردي با مظلومان فلسطيني به پا خواستند و با خاموش كردن چراغ‌هاي منازل خود، آروز كردند تا چراغ حكومت جنايكاران صهيونيست خاموش شود. اگرچه اين اقدامات در برابر حجم جنايات صهيونيستها كوچك و نمادين است، اما موجب واهمه و انزواي صهيونيستها در جهان گشته است. اين اقدام جهاني از آن جهت اهميت مي‌يابد كه اقدامي مردمي و غيردولتي است و عرصه مبارزه با صهيونيستها را به ملتها مي‌كشاند و البته اهميت مضاعف آن نيز از آنروست كه به مسلمين و اعراب خلاصه نشده و ملتهاي مختلف جهان با هر مذهب و مسلكي، يكپارچه عليه صهيونيسم و در دفاع از مظلومين به صورت نمادين فرياد زده‌اند.

چرا ام القراي اسلام خاموش نشد؟!

اما افسوس و صد افسوس كه اين مراسم بزرگ در ايران اجرا نشد و حتي تبليغاتي براي آن صورت نگرفت و در عين شگفتي اين بار ام القراي جهان اسلام از همه ملتها در دفاع از مظلومين عقب ماند. در حاليكه برگزاري هماهمنگ اين مراسم با 90 شهر جهان، مي توانست پاسخ درخوري باشد، براي آنها كه معتقدند، فقط ملتهاي مسلمان در اين زمينه گام بر مي دارند. اين اقدام هماهنگ مي توانست،‌پاسخي باشد، براي سياستمداران منفعت پرستي كه اخيرا از خسته شدن ملت در حمايت از فلسطين سخن گفته بودند و حمايت از مبارزان فلسطيني را براي نظام هزينه مند مي دانستند! اما افسوس كه اين اقدام نمادين در ايران انجام نشد.

اين اولين بار نيست!

البته اين اولين بار نيست كه اين اتفاقات مي‌افتد، چرا كه متاسفانه دولتي شدن موضوع حمايت از فلسطين در ايران موجب سنگين شدن ملت و گروه‌ها مردمي و دانشجويي گشته است. سال گذشته نيز پس از دستگيري اعضاي دولت و مجلس حماس توسط فلسطين و حتي در زمان جنگ 33 روزه، كمترين واكنش‌هاي دانشجويي در شهرهاي ايران صورت گرفت و در حاليكه در شهرهاي تركيه، اندونزي، عراق و مصر و... دانشجويان و گروه‌هاي مردمي از ابتدا وارد ميدان شدند و هر روز تجمع و راهپيمايي برگزار مي كردند، در ايران پس از گذشت 12 روز از دستگيري اعضاي مجلس و دولت حماس و فشار فراوان غرب بر اين دولت مردمي در سال گذشته، دانشجويان ايراني تجمع كردند! و يك روز بعد، مردم آن هم پس از نماز جمعه و به درخواست سازمان تبليغات اسلامي، راهپيمايي كردند وآن گستاخي را محكوم نمودند.

چقدر سنگين شده‌ا يم؟!

راستي چرا؟ چرا در ايران كه انقلاب اسلامي‌اش، احياگر ملتهاي مسلمان و مبارزه با ظلم بوده آرمانهاي جهاني انقلاب اينگونه شده است؟ چرا در كشوري كه نماد مبارزه با استكبار و صهيونيسم است، مبارزه تنها به دولت و نظام خلاصه شده و گروه‌هاي مردمي و دانشجويي تا اين حد سنگين شده‌اند؟ و تنها تعداد معدودي از دانشجويان و مردم اين موضوعات را با حساسيت دنبال مي كنند؟ براي نمونه اي ديگر واكنش هاي مردمي به ترور شهيد عماد مغنيه را در ساير كشورهاي اسلامي مانند كويت و بحرين و .... را با تعداد حركتهاي ردمي (و نه دولتي) در ايران مقايسه كنيد؟ جالب است در كشورهايي كه حكومتهاي وابسته آنها با رژيم صهيونيستي رابطه حسنه دارند،‌ مردم علي رغم فشارهاي حكومت اينگونه از مبارزين مسلمان حمايت مي كنند، اما در ايران، ما اينقدر كند و سنگين شده ايم!
براستي چرا در ايران كه با نفس مسيحايي حضرت روح‌ا... فرهنگ اسلام انقلابي و اسلام مبارزه و قيام را در جهان زنده ساخت، بايد اينگونه باشد و مردم بتدريج بي‌تفاوت شوند و تنها در انتظار بمانند كه آيا سازمان تبليغات اسلامي و يا صدا و سيما و... آنها را به حركتي فرا مي‌خواند يا خير؟!

خصوصي‌سازي آرمانها

اين روزها كه بسيار  از اصل 44 و خصوصي‌سازي منابع اقتصادي كشور سخن مي‌گويند،‌ اي كاش كمي هم از «خصوصي‌سازي آرمانها » سخن بگوييم. آرمانهاي جهاني انقلاب، دولتي شده است، و بخش خصوصي (گروههاي مردمي و دانشجويي) اسير بخش دولتي گشته است!
بخش دولتي بايد فكري به حال آرمانهايي بكند، كه انحصاري شده است و در دست برخي سازمانها گير كرده است؟ البته بخش خصوصي (مردم و دانشجويان) هم بهتر است كمي نهج‌البلاغه بخوانند و كمي احاديث نبوي را مرور كنند:  «هر كس نداي يا للمسلمين، برادر مظلوم‌اش را بشنود و به كمك او نشتابد مسلمان نيست»
گفتني است رهبر انقلاب نيز بارها در خصوص مردمي شدن مبارزه با رژيم صهيونيستي تاكيد كرده اند:«بايد با برنامه‌ريزي صحيح، زمينه‌اي فراهم شود تا همه مسلمانان بتوانند با كمك‌هاي خود در اين مساله مهم جهان اسلام شريك شوند... اين كمك داوطلبانه ضمن ايجاد ارتباط روحي ميان مسلمانان با مساله فلسطين، تاثير بزرگي در جهان خواهد داشت»
 تحريم اقتصادي رژيم صهيونيستي و بايكوت كالاهاي حامي اين رژيم يكي از دهها راه مردمي شدن اين مبارزه است.
اميد است مسوولان محترم با هوشياري و دقت بيشتر به مردمي شدن مبارزه با صهيونيستها كمك كنند، كه استمرار مبارزه تنها با مردمي شدن آن محقق خواهد شد. ملت ايران كه از پيشتازان و پرچم داران مبارزه با استكبار بوده اند و اين مهم را بارها به رخ جهانيان كشيده اند  يقينا در صورت سازماندهي گروههاي مردمي و تبليغات صحيح در اين خصوص مي توانند بارديگر پرچم دار مبارزه مردمي با صهيونيستها شوند، چرا كه هر وقت اين اتفاق افتاده و تبليغات صحيح صورت گرفته است، ملت ايران ثابت كرده ان كه مدافع اصلي ملت هاي مظلوم جهانند.(سياست روز  7 اسفند)

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

لطفا ائتلافها پاسخ دهند؟

آنچه از انتخابِ ليست و سرليست مهم‌تر است!

متاسفانه در ايام انتخابات آنچه بيش از همه فضاي سياسي كشور را متاثر مي‌كند، جنگ‌هاي سياسي بيهوده و مباحث انتزاعي و دعواهاي جناحي است. اين روزها هم در ميان جناح‌هاي مختلف سياسي از جمله چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصولگرا و شاخه‌هاي گوناگون هر كدام، آنچه بيش از همه به چشم مي‌خورد، بحث بر سر تعيين سهميه‌ها، بسته شدن ليست‌ها، انتخاب سر ليست‌ها، سهم بانوان، سهم اضلاع مختلف و ... است. و اين وضعيت كه متاسفانه با برخي بداخلاقي‌ها و بي تقوايي‌ها نيز گره مي‌خورد، در ذهن مردم يك جنگ تمام عيار سياسي براي كسب قدرت را به تصوير مي‌كشد. جنگ و نزاعي كه شيوه‌هاي آن بيشتر به رقابت و دعواي «تشنگان قدرت» مي ماند تا «شيفتگان خدمت»! گويي قدرت و مسئوليت در نظام اسلامي براي برخي طعمه‌اي چرب و شيرين است وگرنه آيا اين همه بداخلاقي ودعواهاي بيهوده فقط و فقط براي رضاي خدا و خدمت به مردم است؟!

براي خدمت رقابت كنيد

اما به نظر مي‌رسد بايد در اين ايام ميدان مبارزه تغيير يابد و از جنگ قدرت، به عرصه رقابت براي خدمت بيشتر تغيير يابد. اگر خدمت به مردم و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي اصل شود يقينا رقابت‌هاي انتخاباتي هم در چشم مردم شيرين و دلچسب خواهد شد.
اما اين تغيير ميدان از جنگ قدرت به عرصه خدمت، نشانه‌‌هايي دارد و تنها با حرف و شعار محقق نمي‌شود، وگرنه در عرصه شعار همه مي‌توانند خود را خدمتگذار و خادم مردم معرفي كنند!

لطفا ائتلافها پاسخ دهند؟

يكي از علايم خدمتگزاران واقعي در ايام انتخابات و نوع تبليغات و برنامه‌هاي آنها تجلي مي‌يابد. اگر ائتلاف‌هاي سياسي در جناح هاي مختلف و كانديداهاي مستقل و ... به واقع قصد خدمت به مردم و رفع مشكلات آنها را دارند بهتر است به جاي جنگ سياسي و چانه زني بر سر سهم در ليست و انتخاب سر ليست و ... از برنامه‌هاي كارشناسي خود براي حل معضلات كشور و رسيدن به افق‌هاي روشن و آرمان‌هاي انقلاب سخن بگويند. ارائه برنامه كارشناسي، حلقه مفقوده همه گروه‌ها واحزاب سياسي كشور است كه انتظار مي‌رود اين ائتلافها و گروه‌ها با هر تفكر و انديشه‌اي كه هستند پاسخ و برنامه خود را براي مسائل مهم كشور بيان كنند تا مردم بتوانند از ميان برنامه‌ها و راهكارهاي آنها (و البته با توجه به سوابق ايشان) دست به بهترين انتخاب بزنند.
فهرست زير خلاصه‌اي از سئوالاتي است كه به نظر نگارنده ائتلافهاي مختلف بايد به آنها پاسخ گويند و برنامه مدون ارائه دهند:

1ـ سئوالات و برنامه هاي اقتصادي:

ـ چگونگي حل معضل مسكن و كاهش قيمت آن
ـ برنامه عملي و علمي براي مصرف صحيح درآمدهاي نفتي و چگونگي كاهش اتكاي اقتصاد به نفت
ـ راهكارهاي كوتاه مدت و بلند مدت براي حل مشكل اشتغال جوانان
ـ تبيين چگونگي تحقق عدالت اجتماعي و رفع شكاف‌هاي طبقاتي
ـ راهكار عملي براي مبارزه با فقر درشرايطي كه اكنون طبق آمار رسمي بيش از 2/ 9 ميليون نفر از هموطنانمان زير خط فقر شديد و مطلق بسر مي‌برند.
ـ نگاه هر يك از گروه‌ها به اصل 44 و خصوصي‌سازي چگونه است؟ و چگونه مي‌توان ضمن اجراي اين اصل حياتي، عدالت اقتصادي و عدالت اجتماعي را نيز در جامعه تقويت نمود،‌ بگونه‌اي كه مانند دوران گذشته

خصوصي‌سازي به بي‌عدالتي در عرصه هاي مختلف نيانجامد؟
ـ برنامه‌هاي اقتصادي هر يك از گروه‌ها براي تحقق سند چشم‌انداز چيست؟ و بر مبناي كدام مكتب فكري و اعتقادي پي‌ريزي شده است؟ (به صورت شفاف و عيني پاسخ دهند)

2: نقش نظارتي نمايندگان:

ـ هر يك از گروه‌ها در صورت پيروزي و حضور در مجلس، جايگاه نظارت قوه مقننه را چگونه حفظ خواهند كرد؟
آيا حاضرند به صورت شفاف و بدون مصلحت‌انديشي به نظارت بر همه دستگاه‌ها و تحقيق و تفحص از دستگاه‌هاي هم‌طيف خود بپردازند؟
ـ رويكرد هر يك از ائتلاف‌ها، گروه‌هاي سياسي و اشخاص مستقل و... در خصوص مبارزه با مفاسداقتصادي و فرمان 8 ماده‌اي رهبر معظم انقلاب دراين خصوص چيست؟ و آيا به اعتقاد آنها مبارزه با مفاسد اقتصادي موجب مخدوش شدن امنيت سرمايه‌گذاري خواهد بود؟!
ـ برنامه عملي آنها براي ريشه كن كردن  و مبارزه عملي و قاطع با فساد اقتصادي چيست؟
ـ  آيا مبارزه با فقر بدون مبارزه با تكاثر و سرمايه‌داران زالوصفت، امكان پذير و نتيجه‌بخش خواهد بود؟
ـ نحوه پاسخگويي مجلس، خصوصا هيات رئيسه آينده به مردم، رسانه‌ها و خصوصا جنبش دانشجويي چگونه خواهد بود؟ آيا رئيس مجلس آينده حاضر است در جمع دانشجويان دانشگاه‌ها حاضر و به صورت آزاد به سئوالات نمايندگان تشكل‌هاي مختلف پاسخ گويد؟

3: سوالات و برنامه‌هاي فرهنگي:

ـ هر يك از جريان‌هاي سياسي، چقدر به مسائل فرهنگي اهميت مي‌دهند؟ اگر قبول دارند كه بستر انقلاب اسلامي، بستري فرهنگي است، و دشمنان نيز بيش از همه در اين بخش برنامه ريزي كرده‌اند در اين خصوص چه برنامه‌هاي مدوني دارند؟
ـ براي سامان‌بخشي به نهادهاي فرهنگي كشور، نظارت بر آنها و تحقق مهندسي فرهنگي، نقش مجلس چيست؟
ـ نقش مجلس در احياي مباني فرهنگي انقلاب و مبارزه با مظاهر فرهنگي غرب نظير مصرف زدگي، تجمل‌گرايي و اشرافيت و فساد اخلاقي و ... چه خواهد بود؟
ـ براي احياي نقش خانواده و استحكام خانواده ها به عنوان حياتي‌ترين عنصر فرهنگ‌ساز در جامعه چه قوانيني و برنامه‌هايي نياز است؟
ـ براي پيشگيري و مبارزه با معضل خانمانسوز اعتياد جوانان كه اكنون شكلهاي جديدي يافته است،‌چه برنامه اي دارند؟
ـ براي اصلاح ساختار آموزش و پرورش كه به فرموده رهبر معظم انقلاب، نيازمند تحول اساسي و بنيادين است، گروه‌هاي سياسي چه خواهند كرد؟
ـ ساختار وزارت علوم و معضل غربزدگي خصوصا در رشته‌هاي علوم انساني چگونه بايد براساس مفاهيم ديني و بومي ما اصلاح شود؟ پذيرش دانشجوي پولي با شهريه‌هاي سنگين و طبقاتي شدن آموزش عالي چه توجيهي خواهد يافت؟
ـ برنامه هر يك از گروه‌ها براي احياي اصول مغفول مانده قانون اساسي نظير اصول هشتم، دهم، يازدهم، چهل و سوم‌، چهل و هشتم قانون اساسي و... چيست؟

4- سوالات و برنامه هاي سياست خارجي:

ـ رويكرد هر يك از ائتلاف ها درسياست خارجي و نحوه تعامل آنها با كشورهاي منطقه، چگونه خواهد بود؟
ـ در مقابل باج خواهي استكبار جهاني مانند موضوع هسته‌اي چه رويكردي خواهند داشت؟آيا خط قرمز آنها صدور قطعنامه در شوراي امنيت است و يا حقوق ملت ايران؟
ـ موضع آنها در خصوص آرمان‌هاي جهاني انقلاب اسلامي در دفاع از مستضعفين جهان و همه مبارزان جهان اسلام چگونه است؟
ـ آيا از نظر آنها دفاع از ملت مظلوم فلسطين هزينه‌اي بر پيكر نظام و مردم كشورمان است يا وظيفه اي ديني و انساني؟!
ـ نظر ائتلاف‌هاي مختلف كه اكثرا هم خود را پيرو حضرت امام(ره) مي‌دانند در خصوص اين جملات حضرت روح‌ا...

در خصوص دفاع عملي از محرومين و مستضعفين جهان چيست؟ « ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم. ما اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامي و آسيبناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مباني عقيدتي و تربيتي اسلام و همچنين به اصول و روشهاي مبارزه عليه نظامهاي كفر و شرك آشنا مي سازد»(بخشهايي از پيام قبول قطعنامه)
اينها تنها بخشي از سئوالاتي است كه بايد ائتلاف‌هاي سياسي به جاي جنگ هاي  زرگري امروز به صورت شفاف و جزء به جزء پاسخ‌گويند، تا امكان پيگيري و مطالبه آنها پس از انتخاب ايشان وجود داشته باشد.
قطعا اگر اين برنامه‌ها توسط گروه‌هاي مختلف ارائه شود، مجموعه اي مدون و مستند از ديدگاه‌ها و برنامه‌هاي احزاب و ائتلاف‌هاي مختلف ايجاد مي‌شود كه براي هر طيف پيروز قابل استفاده خواهد بود و مردم هم با چشماني بازتر و با آگاهي از برنامه‌هاي عيني نامزدها آنها را انتخاب مي كنند.
لازم به ذكر است كه ارائه برنامه‌ها در كنار بسياري از معيارها و شاخص‌هاي ديگر ازجمله ساده‌زيستي، پاك‌دستي، شجاعت، تخصص و تعهد، اخلاص و دردشناس و دردمند بودن مي‌تواند مردم را در انتخاب كانديداهاي اصلح و البته فقط اصلح ياري نمايند. ان‌شاء ا...

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

«مذاکره با شيطان» را پايان دهيد

آقاي متکي!
«مذاکره با شيطان» را پايان دهيد


بدون شک آغاز و استمرار گفت و گو هاي ايران و آمريکا در سال جاري را بايد نقطه ضعف اصلي ديپلماسي دولت نهم دانست. اين مذاکرات که از آغاز با انتقادات جدي کارشناسان و دانشجويان انقلابي و عدالتخواه مواجه گشت، از معدود اقدامات دولت نهم بود که با استقبال شديد مخالفان هميشگي دولت، افراطيون دوم خرداد و حتي رسانه هاي بيگانه و مسوولان غربي مواجه گشت. شيفگان داخلي رابطه با آمريکا که حتي در دوره قدرت خود، آرزوي مذاکره با آمريکا را دست نيافتني مي ديدند، و آنروزها در برابر زمزمه هاي مذاکره، موج انتقادات و کفن پوشان را در مقابل خود مي ديدند، اکنون از شکسته شدن تابوي مذاکره چنان سرمست و شاد شده اند، که هرگز نمي توانند اين لطف دولت نهم را فراموش کنند!
اگر چه ديپلماسي دولت نهم خصوصا در موضوع هسته اي فعال و تهاجمي بوده و ايران از لاک دفاعي و منفعلانه قبلي خارج شده و مواضع قاطع رييس جمهور محترم در سفرهاي مختلف نشان از احياي سياست خارجي ايران دارد، اما برخي مسايل مانند مذاکره منفعلانه با آمريکا و اصرار بر آغاز رابطه با دولتهاي ليبي و مصر و فراموشي برخي مواضع اصولي در اين موارد از نکاتي است، که چهره درخشان سياست خارجي دولت نهم را مخدوش کرده است.
اما در خصوص مذاکره با آمريکا، نگارنده پيش از اين در شهريور ماه سال جاري به طور مفصل در يادداشتي با عنوان «پاشنه آشيل ديپلماسي دولت نهم» به اين موضوع پرداخته است، اما متاسفانه از آنجاييکه اين روزها علي رغم استمرار گستاخي ها و جنايات آمريکا باز هم وزارت خارجه بر ادامه اين مذاکرات اصرار دارد و حتي بعضا زمزمه هايي از توسعه اين مذاکرات از موضوع عراق به موضوع هسته اي نيز از زبان برخي مسوولان شنيده مي شود، تذکر برخي موارد و طرح چند سوال ضروري به نظر مي رسد:

تفهيم اتهام تا کي ادامه مي يابد؟!

1- مگر نه اينکه رهبر معظم انقلاب تاكيد كرده بودند، مذاكره با آمريکا در خصوص عراق تنها در صورت تفهيم اتهامات اشغالگران مجاز است، آيا پس از سه دور مذاکره طولاني اين «تفهيم اتهام» تمام نشده است و همچنان بايد استمرار يابد؟!
آيا واقعا مواضع و لحن ديپلماتهاي ايران در اين گفت و گوها با آن موضع عزتمندانه رهبر انقلاب همخواني داشته است؟ آيا به واقع در سه دور گذشته ما آمريکا را تفهيم اتهام
کرديم يا آنها از اين فرصت تبليغاتي براي متهم نمودن ايران در صحنه عراق بهره بردند؟
براي پاسخ به اين سوالات فقط کافيست لحن و سخنان گستاخانه ديپلماتهاي آمريکايي را پس از اين مذاکرات با سخنان منفعلانه برخي ديپلماتهاي ايراني مقايسه کنيد.
آمريکاييها حتي در زماني که مثل اين روزها در آستانه انجام مذاکرات هستند ذره اي لحن استکباري و توهين آميز  خود را تغيير نمي دهند و به نظر مي رسد آنها بر اصول خود استوارترند! و ذره اي هم محافظه کاري و مصلحت انديشي نمي کنند. براي نمونه اظهارات «رايان کروکر» سفير آمريکا در عراق و نماينده شيطان بزرگ در مذاکرات بغداد در اظهارات اخير خود در گفتگو با آسوشيتدپرس بارديگر اتهامات واهي عليه ايران را تکرار و ادعا مي کند: «ايران همچنان به ايفاي يک نقش منفي از طريق آموزش و تهيه سلاح و مواد منفجره ساخت خود به آشوبگران ادامه مي دهد. کروکر به اين مسئله اشاره مي کند که وي براي ازسرگيري يک گفتگوي امنيتي سه جانبه با مقامهاي ايراني و عراقي همچنان آمادگي دارد!» علي رغم ادامه اين اتهامات واهي و تلاش فراوان آمريکا براي صدور قطعنامه عليه ايران، بازهم مسوولان، منفعلانه از ادامه مذاکرات سخن مي گويند.

آمريکاييها اصولگراتر از ما ؟!

2- اين روزها همه عاشقان اسلام و مقاومت در غم ترور و شهادت سردار رشيد اسلام «عماد مغنيه» در سوگ نشسته اند در حاليکه آمريکا بي شرمانه از اين ترور حمايت و از آن استقبال نمود. بسياري معتقدند ترور «حاج رضوان» که سالهاست در ليست ترور آمريکا قرار داشته و مقامات واشنگتن جايزه هاي چند ده ميليون دلاري براي ترور او قرار داده بودند، با همکاري سرويس هاي امنيتي آمريکا و رژيم صهيونيستي صورت گرفته و سفر اخير معاون وزير دفاع آمريکا به لبنان در همين راستا بوده است.
با اين وصف وزارت خارجه مي توانست در واکنش به حمايت علني آمريکا از اين جنايت، مذاکره با شيطان بزرگ را تحريم نمايد و آنها را در موضع ضعف قرار داده و حمايت عملي خود را از مقاومت با افتخار به ملتهاي جهان نشان دهد. ترک اين مذاکرات به علت فوق و همچنين به دليل حمايت آمريکا از جنايات رژيم صهيونيستي در غزه و ساير سرزمينهاي اشغالي افکار عمومي دنيا را متوجه عمق اين جنايات مي کرد و آمريکا را به لحاظ بتليغاتي هزينه مند مي ساخت.
بازهم متاسفم که بگويم آمريکايي ها در اين مورد هم (حمايت از مبارزان و همفکران خود) از ما جلوتر  و اصولگراتر هستند( البته اصولگرايي نسبت به اصولِ کثيف و غير اخلاقي خودشان).
براي نمونه از ياد نبرده ايم که اوايل سال جاري و در حالي که زمزمه هاي آغاز دور اول مذاکرات ايران و آمريکا مطرح شده بود، زولماي خليل زاد نماينده کنوني آمريکا در سازمان ملل با اشاره به بازداشت هاله اسفندياري و کيان تاجبخش در ايران گفت:« آغاز مذاکره با ايران در شرايطي که اين مبارزان راه آزادي(!) در بازداشت به سر مي برند منطقي نيست و بايد ابتدا وضعيت آنها براي ما مشخص شود»
ملاحظه مي کنيد آنها براي آغاز مذاکراتي که شديدا به آن نياز دارند اينگونه براي ما شرط و شروط تعيين مي کردند و حداقل در تبليغات رسانه اي  از پياده نظام هاي ايراني و کوتوله ي همفکر خود حمايت مي کردند، اما مسوولان ديپلماسي ما حتي در فضاي سخنراني و تبليغات هم از اين مذاکرات براي حمايت از مبارزان مسلمان استفاده نمي کنند، چه برسد به تحريم مذاکرات و ...
به هر حال جناب آقاي متکي بايد بپذيرد که نمي توان هم در مراسم تدفين فرمانده حزب الله با لباس مشکي حاضر شد و سخنراني و عزاداري کرد و همزمان هم از ادامه مذاکرات با آمريکا -که در رديف قاتلان اين شهيد عزيز قرار دارد - سخن گفت.

فرزندان ملت در چنگ اشغالگران

3- حداقل انتظار مردم ايران از اين مذاكرات، درخواست آزادي فوري و بدون قيد و شرط همگي ديپلمات‌هاي گروگان گرفته شده توسط آمريكا در عراق بود كه در عين ناباوري اين موضوع نه تنها بيش‌شرط مذاكرات نشد، بلكه پس از سه دور مذاكرات هنوز تعدادي از فرزندان ملت ايران در چنگال اشغالگران اسيرند و ظاهرا دور چهارم اين مذاکرات نيز بدون هيچ اشاره اي به آزادي پنج ديپلمات باقيمانده ايراني انجام خواهد شد. در حاليکه اين موضوع به راحتي مي توانست به عنوان پيش شرط مذاکرات مطرح شود نه اينکه ملت ايران پس از ماهها اسارت فرزندانشان همچنان منتظر باشند که اشغالگران به صورت قطره چکاني و مستکبرانه هر چند ماه يکبار، يکي دو نفر از آنها را بدون هيچ توضيح و عذرخواهي آزاد نمايند.
مسوولان ديپلماسي دولت نهم بايد بدانند که اين نحوه پيگيري آنها در خصوص فرزندان ملت در شأن انقلاب اسلامي و مردم عزير ايران نيست.
خوب است در اين مورد هم مسوولان محترم، رفتار و حساسيت دولت آمريکا را در زمان اشغال لانه جاسوسي آنها و اسارت ديپلماتهاي جاسوس و متخلفشان در ايران به يادآورند. و يا ميزان حساسيت دولت انگليس در زمان بازداشت نظاميان متجاوز خود به آبهاي ايران را يک بار ديگر به ياد آوريد.
آري دولت هاي غربي حتي براي آزادي اتباع جاسوس و متجاوز خود، آنگونه جدي و پر سر و صدا وارد ميدان مي شوند، اما ما براي آزادي ديپلماتهاي خود که بدون هيچ منطقي اسير شده اند حاضر نيستيم اقدام جدي و اساسي داشته باشيم و حتي آزادي آنها را پيش شرط اين مذاکرات هم نمي کنيم!

نتايج مذاکرات را به مردم بگوييد

4- مسوولان وزارت خارجه بايد صادقانه نتايج سه دور مذاکره با آمريکا را به مردم بگويند. آيا واقعا اين مذاکرات موجب افزايش امنيت در عراق شده است؟ آيا موضع ايران مبني بر لزوم خروج سريع اشغالگران از عراق در مذاکرات پيگيري شده است و در صورت پيگيري آيا نتيجه قابل لمسي داشته است؟ آيا هدف از شرکت در اين مذاکرات، نجات آمريکا از باتلاق عراق بوده است يا نجات ملت عراق از دست اشغالگران؟ آيا اساسا مذاکره با دولتي که صراحتا خواستار نابودي نظام ماست و  در طي ماههاي اخير نيز بارها اين موضوع را مطرح و پيگيري کرده است منطقي است؟ آيا به واقع آمريکا در پي ايجاد ثبات و امنيت در عراق و حمايت از دولت مردمي آن است يا درصدد چپاول اقتصادي عراق و سيطره نظامي بر خاورميانه؟! آيا اعتماد به شيطان بزرگ و تشکيل کميته سه جانبه امنيتي با آمريکا ساده لوحانه نيست؟ آيا تشکيل اين کميته هم در ادامه تفهيم اتهام آمريکا بوده است؟! آيا آمريکا با اتهامات مکرر عليه ايران در فضاي تبليغاتي مذاکرات، نمي خواهد ايران را متهم اصلي ناامني در عراق نشان دهد و ما را در باتلاق خود شريک نمايد؟ آيا آغاز مذاکرات پس از 27 سال به خدشه دار شدن چهره مقاوم جمهوري اسلامي در نزد ملتهاي مسلمان منجر نمي شود؟ آيا با همه اين نکات منفي مي توان با ساده انديشي و تکيه بر منافع کوچک احتمالي ادامه اين مذاکرات را توجيه کرد؟ و ...
به هر حال اميد است وزارت خارجه و خصوصا رييس جمهور محترم هر چه سريعتر با اصلاح اين رويکرد انفعالي و اشتباه، اجازه ندهند بيش از اين چهره فعال و عزتمدارانه ديپلماسي دولت نهم ، در نزد مردم ايران و ملتهاي مسلمان مخدوش گردد.


+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 3 قبل از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

انقلابی ماندن مهم است

برای آنهایی که فقط ده روز انقلابی هستند !

سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران مي گذرد، مرور خاطرات آن سالها براي همه مردمي که در آن حماسه جانفشاني کرده اند جذاب و غرور آفرين است. اما به نظر مي رسد برخي دوست دارند، انقلاب اسلامي در همان سالها خلاصه شود و شعارها و آرمانهايش در 22 بهمن 57 پايان پذيرد! بدون تعارف، کم نيستند از انقلابيون ديروز که امروز چرب و شيرين دنيا و رفاه طلبي، آنها را چنان استحاله کرده که قلبا اعتقاد دارند، آن شعارها و آرمانهاي جهاني مخصوص همان سالهاي اول انقلاب بوده و آن آرمانهاي احساسي(!) و ايده آل بايد امروز تعديل و تلطيف گردد!

در اين ايام خيلي از انقلابيون ديروز سعي دارند از خاطراتشان بگويند و از نقش مهمشان در پيروزي ملت! برخي بدشان نمي آيد، ده روز از سال (دهه فجر) را انقلابي باشند و از مبارزه سخن بگويند، اما بشرط آنکه اين حرفها فقط براي همين ده روز باشد. بعضي ها مرور خاطرات جبهه و جنگ را هم دوست دارند، اگر آن آرمانها فقط در هفته دفاع مقدس خلاصه شود، البته همانها از «عاشورا» دم زدن را هم دوست دارند و البته کربلا رفتن را، فقط به شرط آنکه کسي نگويد «کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا» و خلاصه برخي، هم انقلاب را دوست دارند هم اسلام را به شرط آنکه همه اينها بي خطر و بي هزينه باشد! و با منافع آنها تضاد پيدا نکند.

بگذريم، انقلابي بودن فضيلت است، به شرط آنکه انقلابي بمانيم، و گرنه تاريخ پر است از طلحه و زبيرها و انقلابيوني که پس از پيروزي، آنچنان اسير قدرت و ثروت شدند که عليه آرمانهاي انقلابشان تاختند و بر امامشان شوريدند.

 

چقدر انقلابي هستيم؟

 

چقدر خوب است که اين روزها تک تک مردم  و علي الخصوص مسوولان و مديران حکومتي، روحيات امروزشان را با روحيات سالهاي اول انقلاب مقايسه کنند. کمي در مورد نحوه زندگي، روحيه ايثار و فداکاري، کار براي خدا، اهميت ندادن به ماديات، ساده

زيستي، خدمت به محرومان و ... فکر کنيم ، چقدر امروزمان به آن سالها مي ماند؟ چند در صد از ما حاضريم براي خدا و بدون چشم داشت مالي باري را از دوش مردم و انقلاب برداريم؟ رنج و فقر و استضعاف بخشي از  جامعه چقدر آزارمان مي دهد؟ چقدر نفع ديگران و جامعه را بر نفع خود ترجيح مي دهيم؟ چقدر با تجملات و مصرف زدگي مبارزه مي کنيم؟ چقدر نسبت به تبعيض و بي عدالتي و فساد در جامعه فرياد مي زنيم؟ چقدر با فقر و تکاثر مبارزه مي کنيم؟ وضعيت مسلمانان و ملت هاي مستضعف جهان چه سهمي از دغده هاي روزمره ما را تشکيل مي دهد؟ چقدر به ايتام و مساکين سرکشي مي کنيم؟ و ...

اگر تک تک ما به سوالات فوق پاسخ دهيم، عيار انقلابي بودنمان مشخص مي شود. متاسفانه بايد بپذيريم که دشمنان داخلي و خارجي انقلاب اسلامي در کاهش تدريجي روحيه انقلابي و فرهنگ انقلاب اسلامي در بخشهايي از جامعه و مسوولان موفق بوده اند. 
بدون شک دشمنان انقلاب در برنامه اي مدون و در يک شبيهخون فرهنگي درصددند تا جامعه انقلابي ما را به جامعه اي بي تفاوت و خودباخته تبديل کنند، که همواره در حسرت غرب و فرهنگ ليبرال فرو رود.

يقينا عواملي همچون گسترش و رواج فرهنگ سرمايه داري، رفاه طلبي مسوولان و به تبع آن جامعه، تبليغ تجملات و دنياگرايي و سرانجام طغيان مرفهين بي درد و خرد شدن روحي و فيزيکي مستضعفين (صاحبان اصلي انقلاب) در اثر افزايش فاصله طبقاتي از جمله عوامل اصلي بودند که موجب شدند، فرهنگ انقلاب اسلامي فراموش شود و «استمرار روح اسلام انقلابي» که حضرت امام(ره) به عنوان بزرگترين دستاورد دوران دفاع مقدس از آن ياد مي کرد، دچار مرگ تدريجي شود. چرا که حضرت روح الله به ما آموخته بود:« ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقي و راستين ارزشهاي اسلامي هستند، به خوبي دريافته اند كه مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست، و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند... بحث مبارزه و رفاه و سرمايه ، بحث قيام و راحتطلبي ، بحث دنياخواهي و آخرتجويي دو مقوله اي است كه هرگز با هم جمع نمي شوند. و تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند.»

 

انقلاب را پاياني نيست

 

در منطق انقلاب اسلامي، انقلاب و مبارزه را پاياني نيست و آرمانهاي انقلاب بسيار فراتر از سقوط رژيم ستمشاهي بوده و خواهد بود:« ما مي گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم... من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزونطلبي صاحبان قدرت و پول و

فريب را نگيرد.... ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم. ما اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامي و آسيبناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مباني عقيدتي و تربيتي اسلام و همچنين به اصول و روشهاي مبارزه عليه نظامهاي كفر و شرك آشنا مي سازد»(بخشهايي از پيام قبول قطعنامه)

براستي اين اصول سياست خارجي انقلاب اسلامي امروز چقدر براي مسوولان موضوعيت دارد؟ حمايت عملي از جنبش هاي مقاومت و نهضت هاي اسلامي در ساير کشورها از مصر و يمن گرفته تا عربستان و بحرين و لبنان و فلسطين و .... چقدر در برنامه ريزها اولويت داشته اند؟

همانطور که برخي انديشمندان گفته اند « اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي بايد همواره ملاک نقد و ارزيابي جمهوري اسلامي باشد» در غير اينصورت  آن اصول و آرمانها به مرور و در پيچ و خم تبديل نهضت به نظام فراموش شده و مصلحت ها و محافظه کاريها به تدريج به قلب و تغيير آرمانها و الگوها مي انجامد و لذا همواره بايد هوشيار بود، چرا که حفظ و تداوم يک انقلاب به مراتب مهم تر و سخت تر از ايجاد آن است. تاکيدات مکرر رهبر معظم انقلاب بر لزوم آرمانگرايي دانشجويان و حفظ اصول انقلاب به همين دليل است. ايشان حتي تاکيد مي کنند سرنوشتي که پس از پنجاه سال بر سر انقلاب پيامبر (ص) آمد در صورت عدم هوشياري و دنياطلبي خواص و غفلت مردم ممکن است براي هر انقلابي تکرار شود. 

 

فرزندان انقلاب و ناوهاي شيطان

 

اما مردم ايران امروز هم علي رغم همه هجمه هاي فرهنگي و تلاش دشمنان براي قلب ارزشهاي انقلاب و تخريب روحيه «اسلام انقلابي»، نبض هايشان با نداي حسين(ع) مي تپد و  هر لحظه که مجال بروز و شکوفايي روحيه انقلابي فراهم شده است، ثابت کرده اند که فرزندان انقلابند. امروز هم دشمنان انقلاب از احياي همين روحيه در هراسند و مي دانند که بسيجيان خميني، امروز گوش به فرمان رهبر فرزانه شان در کمين آمريکا و طرفداران «اسلام آمريکايي» نشسته اند و  در صورت حماقت مستکبران دير يا زود وعده آن پير جماران محقق خواهد شد که فرزندان انقلاب ناوهاي متجاوز شيطان را به قعر آبهاي خليج فارس بفرستند: « و اينجانب به نظامهاي امريكايي و اروپايي اخطار مي كنم كه تا دير نشده و در باتلاق مرگ فرونرفته ايد، از خليج فارس بيرون رويد. و هميشه اينگونه نيست كه هواپيماهاي مسافربري ما توسط ناوهاي جنگي شما سرنگون شود، كه ممكن است فرزندان انقلاب ناوهاي جنگي شما را به قعر آبهاي خليج فارس بفرستند.» ان شاءالله

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 2 قبل از ظهر  توسط محسن مقصودی  | 

راه حل سوم اصولگرايان

راه حل سوم اصولگرايان

چگونگي مواضع انتخاباتي اصولگرايان درقبال دولت

 

هرچه به ايام انتخابات نزديكتر شويم، سناريوهاي از پيش طراحي شده احزاب و شخصيتهاي سياسي براي كسب كرسيهاي مجلس بيشتر مشخص ميشود. در اين ميان جبهه دوم خرداد كه در انتخاباتهاي اخير با «نه» مردم مواجه شده است، طراحي ويژهاي كرده تا قدرت از دست رفته خويش را بازيابد.  اصلاح طلبان كه خود اذعان دارند بيش از هر چيز، چوب افراط گرايي، سياستزدگي، ساختار شكني و عدم توجه به نيازهاي حقيقي مردم در دوران حكومت خود را ميخورند، اين بار هم ظاهرا  بخش افراطي و سياست‌باز اين جبهه بر ادامه  همان مسير غلط گذشته اصرار دارد  و مي خواهد با سوء استفاده از برخي مشكلات و مطالبات به حق مردمي به مسند قدرت بازگردد. آنها موفقيت در انتخابات مجلس هشتم را مقدمهاي بر تصاحب دولت دهم ميداند.

اما يقينا اصلاح طلبان پس از پايان سناريوي تكراري جنجال در خصوص رد صلاحيت ها (كه البته حق انتقاد و اعتراض قانوني براي آنها وجود دارد)، سناريوهاي بعدي خود را فعال خواهند كرد. با پايان يافتن سناريوي فعلي، اصلاح طلبان تمام توان خود را در تخريب دولت به كار خواهند بست و سناريوي اصلي آنها در تبليغات انتخاباتي و مطبوعاتي خود، حمله به دولت و درهم آميختن نقد و تخريب و بزرگنمايي ضعفها و مشكلات و نقايص دولت  و مجلس هفتم خواهد بود. اصلاح طلبان كه البته اين حملات را در دو سال گذشته نيز بدون  اشاره به سالهاي ضعيف مديريت خود و عدم توجه به مشكلات مردم در آن سالها انجام داده بودند،  يقينا در روزهاي آينده اين حملات را شديدتر خواهند كرد. البته از اين حقيقت هم نبايد گذشت كه نقايص و ضعفهايي در دولت و كاستيهايي درمجلس هفتم وجود دارد، كه امروز رقيب آنها را مستمسك تخريبها و تبليغات خود قرار داده كه شرح و ريشهيابي آن مجالي ديگر ميطلبد.

 

اصولگرايان و دولت نهم

 

اما در مقابل هوچيگريها وتخريبهاي اصلاح طلبان در قبال دولت، اصولگرايان بايد چه رويكردي در قبال دولت نهم داشته باشند؟

آيا اصولگرايان هم براي كسب آراي مردم بايد رويكردي تهاجمي و تخريبي نسبت به دولت داشته باشند؟ و يا برعكس آيا اصولگرايان بايد در موضعي انفعالي، توجيهگر تمام تصميمات درست و غلط دولت باشند؟ براستي چه رويكردي درتبليغات انتخاباتي ميتواند مطابق حقيقت و مصلحت باشد؟ و چه رويكردي ميتواند سناريوي تبليغاتي غيرمنصفانه اصلاح طلبان در قبال دولت را خنثي كند و اصولگرايان حقيقي را در موضعي فعال، اصولي و مردمي قرار دهد؟ توجه به سخنان رهبری در یزد و دفاع مستمر ایشان از نقاط مثبت دولت با کدام رویکرد سازگار تر است؟

از آنجايي كه در بدنه اصولگرايان اعم از ائتلاف ها و يا نامزدهاي مستقل اصولگرا و ... طيف وسيعي از سلايق مختلف سياسي با مواضع مختلف در قبال دولت حضور دارند اهميت پاسخ به سئوالات فوق جديتر ميشود.

امروز در چتر بزرگ و وسيع اصولگرايان ـ كه متاسفانه معيار و اصول آن به خوبي مشخص نيست ـ جريانهاي مختلفي حضور دارند كه اگر مصلحتا در مقطع فعلي همه آنها را اصولگرا بدانيم بايد با درايت سعي شود تا مواضعي واحد، منطقي و صحيح در تبليغات انتخاباتي و عليالخصوص درنوع تعامل با دولت در شعارها و برنامهها اتخاذ گردد. در ميان اصولگرايان طيف گستردهاي از حاميان افراطي دولت نهم (توجیه گران) گرفته تا منتقدان افراطي دولت (تخریبگران) حضور دارند و لذا ايجاد تعادل و وحدت نظر در اين طيفها و اتخاذ تصميمي عاقلانه و منطبق بر اصول و معيارهاي انقلاب در قبال دولت بسيار مهم و وحدت بخش خواهد بود.

 

راه حل سوم

 

همانطور كه ذكر شد با توجه به طيفهاي متعدد حلقه اصولگرايان، دو راه حل ابتدايي وجود دارد كه هر دوي آنها خلاف حقيقت و مصحلت به نظر ميرسد. راه حل اول كه شايد مطلوب برخي جريانهاي مخالف دولت در ميان اصولگرايان است، اتخاذ مواضع تند انتقادي و موضعگيري شديد مقابل كليت دولت نهم در تبليغات انتخاباتي است. اين راه حل اگرچه شايد به دليل رويكرد تهاجمي و انتقادي در كسب آراي مردم موفق نشان دهد اما تفاوت چنداني با رويكرد سياستزده و كاسب كارانه اصلاح طلبان نخواهد داشت و تضعيف دولت اصولگرا به اين شيوهي غيرمنصفانه، مطلوب نبوده  و اساسا ميتواند به نااميدي مردم از اصولگرايان بيانجامد.

اما راه حل دوم اصولگرايان كه احتمالا مطلوب برخي حاميان افراطي دولت نهم در ميان اصولگرايان است،  دفاع دربست از تصميمات و اقدامات دولت در تبليغات انتخاباتي است.  طرفداران اين راهكار معتقدند،  مجلس آينده بايد كاملا دراختيار دولت نهم باشد و بي چون و چرا به حمايت از دولت بپردازد! اگر اين رويكرد در تبليغات انتخاباتي غالب گردد اصولگرايان مجبورند، رويكردي انفعالي و توجيهگر در انتخابات داشته باشند و واضح است در شرايطي كه مردم از برخي مشكلات و نواقص، خصوصا برخي برنامهي اقتصادي دولت گلهمندند، اين رويكرد انفعالي و تاييد منفعلانه و دربست سياستهاي دولت در تبليغات انتخاباتي نه به مصلحت اصولگرايان است و نه با حقيقت و روح آرمانگرايانه و اصولي نيروهاي انقلابي منطبق خواهد بود و شائبه ورود وكيلالدولهها به مجلس را ايجاد كرده و در صورت پيروزي نيز مجلسي خواهيم داشت كه قطعا در راس امور نخواهد بود.

اما راه حل سوم چيست؟ و چگونه بايد ميان اين طيفهاي مختلف، ايجاد وحدت نمود به گونهاي كه هم به مصلحت نظام باشد، هم معيارهای اصولگرايانه تامين گردد و هم به مشكلات و مطالبات مردم پرداخته شود. قطعا راه حل سوم را بايد با نگاهي منصفانه و خارج از حب و بغضهاي سياسي نسبت به دولت جستجو و تبيين كرد.

به نظر ميرسد راه حل سوم اصولگرايان، همان «نقد درون گفتماني و اميدآفرين» خواهد بود؛ يعني دفاع از كلیت و جهتگيري هاي دولت، در كنار نقد جدي نقاط ضعف آن  و تاكيد بر استمرار نقاط قوت دولت. به عبارت ديگر نه توجيهگري، نه تخريبگري؛ بلكه دفاع اميدبخش از نقاط قوت دولت ونقد جدي، دلسوزانه و بدون تعارف نقاط ضعف و نقايص دولت نهم، راه حل سوم اصولگرايان و تنها راه منطبق بر مصلحت و حقيقت خواهد بود  و اين تنها روشي است كه بر مفهوم حقيقي اصولگرايي منطبق است. و صد البته اين نحوه تعامل با دولت، تنها نبايد به ايام تبليغات انتخاباتي خلاصه شود و پس از انتخابات نيز بايد ادامه يابد.  ضمن آنكه آنها كه در دو سال گذشته نيز با سياسيكاري و مصلحتانديشي بيجا جز اين عمل كردهاند، بايد پاسخگوي عمل خويش باشند.

 

نقاط قوت و ضعف دولت نهم كدامند؟

 

 حقيقت اين است كه دولت نهم نقاط قوت منحصر به فردي دارد كه ميتواند و بايد با كمك مجلس آتي با قوت بيشتري استمرار يابد. از نقاط قوت دولت كه بايد در تبليغات انتخاباتي اصولگرايان هم بر استمرار آن تاكيد شود؛ ميتوان به مسائل زير اشاره كرد:

1ـ رويكرد تهاجمي و فعال در پرونده هستهاي و مواضع ضد استكباري در سياست خارجي

2ـ رويكرد عدالت محور خصوصا در سفرهاي استاني و تلاش جدي براي رفع فقر و محروميت از مناطق محروم

3ـ تلاش دولت براي اصلاح برخي ساختارهاي غلط مديريتي

4ـ اصلاح رابطه مسئولان با مردم و تاكيد بر سادهزيستي و مردمي بودن مديران و ...

5- غبارزدايي از اصول و مباني انقلاب

اما  از جمله نقاط ضعفي كه به نظر ميرسدبايد مورد انتقاد جدي و بدون تعارف اصولگرايان واقع شود و اصولگرايان بايد در مقام مجلس آینده، براي اصلاح آن نه شعار، كه « برنامه عملي» ارائه دهند موارد زير است:

1ـ برخي برنامهها و سياستهاي غلط اقتصادي دولت، كه منجر به افزايش تورم شده است.

2ـ اصلاح برنامه ريزيها در خصوص معضل مسكن

3ـ بيبرنامگي و انفعال دولت در بخش فرهنگ و عدم توجه ويژه به مسايل فرهنگي  

4ـ شتابزدگي در برخي تصميمات و عدم ثبات مديريت

5ـ اتكاي بيشتر از حد به درآمدهاي نفتي

البته همانطوركه اشاره شد، نقاط ضعف و نقص دولت و حتي مجلس هفتم بايد به صورت جدي و محكم مورد نقد اصولگرايان قرار گيرد و اين نقد بايد با ارائه برنامه و راهكار عملي براي اصلاح باشد و نه صرفا نقدي تبليغاتي و شعاري و اين بر اهميت و لزوم انسجام بيشتر اصولگرايان حقيقي و تغيير فضاي حاكم بر تبليغات انتخاباتي، از جنگهاي بيحاصل سياسي به سمت «برنامه محوري» و حل معضلات اصلي كشور ومردم ميافزايد.

 

اصلاح طلبانِ ارزشي و انقلابي هم بيايند

 

 تجربه انتخابات اخير نشان داده كه مردم تنها در صورتي به گروههاي سياسي اعتماد ميكنند، كه از عمق جان باور كنند، كه افراد و يا ائتلاف هاي سياسي حقيقتا قصد خدمت به مردم و اصلاح نقاط ضعف مديريت كشور را دارند وخداي ناكرده به قصد قدرتطلبي و ثروت اندوزي شخصي و جناحي وارد اين عرصه مقدس نشدهاند. و امروز اين بر اصولگرايان است كه جهتگيري حقيقي خود را صادقانه به مردم عرضه دارند و تنها آنهايي پيروز حقيقياند كه مخلصانه و تنها براي رضاي خدا و خدمت به مردم وارد عرصه شوند و لذا با اين نگاه حتي اصلاح طلبان ارزشي و معتقد به آرمانهاي انقلاب نيز اگر به قصد  خدمت وارد عرصه شوند، پيروزي و حضور اين عده نيز خوشايند خواهد بود واساسا شايد بهتر باشد در تعاريف اصولگرايي اصلاح طلبي رايج تغييرات جدي صورت گيرد و اين اسامي مفهوم حقيقي خود را پيدا كنند. چرا كه بايد  پذيرفت امروز همه نيروهاي اصيل انقلاب در اصولگرايان خلاصه تمي شوند و همه آنها كه امروز خود را اصولگرا ناميده اند نيز جزء نيروهاي اصيل انقلاب نيستند.

در این میان، اصلاح طلبان میانه رو و انقلابی کشور نیز می توانند سهم مهمی را در جلوگیری از لجن پراکنی های سیاسی در انتخابات آتی ایفا کنند و همچنین با ارائه طرحهای خویش برای حل معضلات کشور، مورد توجه و انتخاب مردم قرار گیرند و نقش خویش را در پیشبرد اوضاع کشور بازی کنند و از طرف دیگر از ایجاد تک صدایی در انتخابات جلوگیری نمایند. ان شاء الله

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محسن مقصودی  |